close
متخصص ارتودنسی
خلاصه داستان و قسمت آخر سریال روزی روزگاری/عکس

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال روزی روزگاری/عکس

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال روزی روزگاری/عکس/آخرین قسمت سریال روزی روزگاری/قسمت اخر روزی روزگاری/عکس/عکس های قسمت آخر روزی روزگاری/خلاصه داستان روزی روزگاری

 

 

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال روزی روزگاری/عکس

 

 

 

 

 

 

در این مطلب برای شما عزیزان سایت تفریحی یک نایس

خلاصه قسمت سریال روزی روزگاری که یک سریال ترکی

هست را قرار داده ایم امید است مورد پسند واقع شود ....

 

خلاصه قسمت آخر سریال روزی روزگاری (آخر فصل اول):

 

جمیله تصمیمش را می گیرد و به حکمت زنگ می زند و می گوید

که اگر روی پیشنهادت هستی من هم قبول می کنم و

فقط قبلش می خوام این بچه را سقط کنم و به دنیا

نمی اورمش نمی خوام تو پدر این بچه باشی حکمت هم

می گوید که تو هر تصمیمی بگیری من حمایت می کنم.

سونر هم عازم لندن می شه و قبل از رفتنش می گه که سرنوشت معلوم نمی کنه

شاید در جایی که انتظار نداشتیم هم دیگه را دیدیم.

و ایلین ستاره دریایی که لب ساحل پیدا کرده بود

و سونر به موهاش زده بود را به سونر

می ده و می گه این یک نشونه بین ما باشه.

 

 

 

 

عروسی برگزار می شه و خدایی بچه های جمیله با روی

باز ازدواج مادرشون را می پذیرند دارن توی حیاط کلی سور

و سات می چینند که مادر علی می ره تو انبار که هیزم

بیاره اسلحه احمد را که پیدا شده را پیدا می کنه و پلین اون

را به دوست احمد می ده.

دوستای احمد نامه او را می ارن و هاکان هم می بینه که پلین

با خوشحالی داره می ره نامه را بخونه. کلا به نظرم شوهرها در این فیلم نقش چغندر را ایفا می کنن

چون هم ایلین مراد را دوست نداره و هم پلین هاکان رو. خلاصه بعد

از کلی بزن و بکوب خطبه عقد خونده می شه .

نریمان و شوهرش و مسعوده هم بدون دعوت به جشن امدن کلا این سه نفر خیلی بامزه هستند.

علی هم از پشت درخت شاهد عروسی است. ایلین افسرده است و ناگهان در تاریکی

احساس می کنه که کسی را دیده و می ره و

می بینه همان ستاره دریایی روی زمین است خوشحال می شه و میره توی جمع رقصنده ها.

مته و نجاتی هم اواز می خونن و نجاتی اهنگ حلوا فروش را اجرا می کنه.

 

 

 

 

 

 

که علی وارد می شه و می گه من حرفم یکی است و گفته بودم

که تو را می کشم جمیله به سمت حکمت شلیک

می کنه و او را می کشه.

می خواد به جمیله شلیک کنه که مادر علی اسلحه را از کت دوست

احمد برمی داره و به علی شلیک می کنه و این فصل تمام می شه.

 

 

 

 

به این پست امتیاز دهید.
5 / 1
[ 1 رای ]
[ 3 امتیاز ]
بازدید : 511 بار دسته بندی : فرهنگ و هنر , فرهنگ و هنر , تاريخ : شنبه 09 اسفند 1393 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی